استراتژی CRM چیست؟ ۸ گام برای مدیریت بهتر ارتباط با مشتری
داشتن CRM بهتنهایی کافی نیست. خیلی از کسبوکارها نرمافزار مدیریت ارتباط با مشتری دارند، اما هنوز پیگیریها فراموش میشود، دادهها ناقص میماند، تیم فروش از بازاریابی جدا کار میکند و مشتری همان تجربهای را میگیرد که قبل از CRM هم میگرفت.
دلیلش ساده است: CRM ابزار است، نه معجزه.
فایده واقعی سامانه CRM زمانی دیده میشود که پشت آن یک استراتژی روشن وجود داشته باشد؛ استراتژیای که مشخص کند چه دادهای از مشتری جمعآوری میشود، چه کسی از آن استفاده میکند، هر تیم چه مسئولیتی دارد و تجربه مشتری در هر مرحله چگونه باید مدیریت شود.
استراتژی CRM به کسبوکار کمک میکند مشتریان را عمیقتر بشناسد، مشکلات آنها را دقیقتر حل کند، ارتباطات را شخصیسازی کند و در نهایت، فروش و وفاداری مشتریان را افزایش دهد. این استراتژی فقط مربوط به تیم فروش نیست؛ بازاریابی، خدمات مشتریان، پشتیبانی، مدیریت دادهها و حتی هوش مصنوعی هم در آن نقش دارند.
CRM چیست؟
CRM مخفف Customer Relationship Management و به معنای مدیریت ارتباط با مشتری است. این سامانه به کسبوکارها کمک میکند ارتباط خود با مشتریان فعلی و بالقوه را در یک بستر مرکزی مدیریت کنند.
CRM اطلاعات مشتریان را ذخیره میکند، تماسها و تعاملات را ثبت میکند، فرایندهای فروش و بازاریابی را منظمتر میسازد و به تیمها کمک میکند در هر لحظه بدانند مشتری در چه وضعیتی قرار دارد.
یک CRM خوب میتواند مسیر مشتری را از اولین آشنایی با برند تا خرید، پشتیبانی و خریدهای بعدی قابل مشاهده کند. وقتی همه تیمها به یک منبع مشترک از اطلاعات دسترسی داشته باشند، احتمال خطا، تأخیر، دوبارهکاری و نارضایتی مشتری کمتر میشود.
البته هسته اصلی CRM داده است. اگر دادههای مشتریان درست، کامل و قابل تحلیل نباشد، CRM فقط به یک نرمافزار ثبت اطلاعات تبدیل میشود. به همین دلیل، آشنایی با بانک داده CRM برای هر کسبوکاری که میخواهد از CRM نتیجه واقعی بگیرد، ضروری است.
استراتژی CRM چیست؟
استراتژی CRM برنامهای مشخص برای مدیریت تمام تعاملات کسبوکار با مشتریان فعلی و بالقوه است. این برنامه تعیین میکند چگونه باید دادههای مشتری جمعآوری شود، چطور بین تیمها جریان پیدا کند و در چه نقطهای برای فروش، بازاریابی، خدمات مشتریان یا تصمیمگیری استفاده شود.
به زبان ساده، استراتژی CRM جواب چند سؤال مهم را روشن میکند:
مشتری ما کیست؟
در چه مراحلی با ما ارتباط دارد؟
چه دادههایی از او نیاز داریم؟
کدام تیم باید چه اقدامی انجام دهد؟
CRM قرار است کدام مشکل واقعی کسبوکار را حل کند؟
چطور موفقیت آن را اندازهگیری میکنیم؟
بدون پاسخ به این سؤالها، پیادهسازی CRM معمولاً نتیجهای پراکنده دارد. بخشی از تیمها از سامانه استفاده میکنند، بخشی دیگر همچنان با فایل اکسل، پیامرسان یا حافظه شخصی کار را جلو میبرند و دادهها دوباره از هم جدا میشوند.
چرا استراتژی CRM اهمیت دارد؟
مشتریان امروز صبر کمتری دارند. انتظار دارند شرکتها آنها را بشناسند، سریع پاسخ بدهند، پیشنهادهای مرتبط ارائه کنند و تجربهای یکپارچه در تمام کانالها بسازند.
استراتژی CRM کمک میکند این انتظارها از حالت شعار خارج شود و به فرایند تبدیل گردد.
وقتی استراتژی CRM درست تدوین شود، فروش، بازاریابی، خدمات مشتریان و پشتیبانی فنی از یک مسیر مشترک حرکت میکنند. دادهها در یک نقطه جمع میشوند، تعاملات مشتری قابل پیگیری میشود و هر تیم میداند قدم بعدی چیست.
این استراتژی همچنین زمینه استفاده بهتر از اتوماسیون و هوش مصنوعی را فراهم میکند. اگر فرایندها و دادهها مشخص نباشند، اتوماسیون فقط خطاها را سریعتر تکرار میکند و هوش مصنوعی هم خروجی دقیقی نخواهد داشت.
تدوین استراتژی CRM در ۸ گام
قبل از انتخاب، پیادهسازی یا تغییر CRM، باید بدانید دقیقاً از این سامانه چه میخواهید. استراتژی CRM از همینجا شروع میشود: روشن کردن هدف، شناخت مشتری و ساختن فرایندی که با واقعیت کسبوکار شما هماهنگ باشد.
۱. اهداف CRM را روشن کنید
اولین قدم این است که مشخص کنید CRM قرار است کدام مشکل را حل کند. افزایش فروش؟ کاهش فراموشی پیگیریها؟ بهبود خدمات مشتریان؟ حفظ مشتریان فعلی؟ هماهنگی تیم فروش و بازاریابی؟ یا همه اینها؟
هدف باید قابل اندازهگیری باشد. عبارتهایی مثل «بهبود ارتباط با مشتری» خوب هستند، اما برای اجرا کافی نیستند. بهتر است هدفها دقیقتر تعریف شوند؛ مثلاً:
کاهش زمان پاسخگویی به مشتریان
افزایش نرخ تبدیل سرنخها به مشتری
افزایش نرخ حفظ مشتری
کاهش تعداد پیگیریهای فراموششده
افزایش فروش از مشتریان فعلی
وقتی هدف روشن باشد، انتخاب امکانات CRM، نوع دادهها، فرایندها و شاخصهای ارزیابی هم سادهتر میشود.
۲. سفر مشتری را شناسایی کنید
مشتری فقط در لحظه خرید با شما ارتباط ندارد. ممکن است ابتدا از طریق سایت با شما آشنا شود، بعد یک فرم پر کند، بعد با تیم فروش تماس بگیرد، بعد پیشنهاد قیمت بگیرد، خرید کند، درخواست پشتیبانی ثبت کند و بعد دوباره برای خرید بعدی برگردد.
همه این مراحل بخشی از سفر مشتری هستند.
در این گام باید نقاط تماس مشتری با کسبوکار را مشخص کنید؛ از اولین آشنایی تا خدمات پس از فروش. سپس باید ببینید مشتری در هر مرحله چه نیازی دارد، چه دغدغهای دارد و چه اطلاعاتی باید در CRM ثبت شود.
شناخت سفر مشتری کمک میکند CRM فقط محل ذخیره اطلاعات نباشد، بلکه به ابزاری برای مدیریت تجربه مشتری تبدیل شود.
۳. دادههای موردنیاز را مشخص کنید
همه دادهها به یک اندازه مهم نیستند. جمعآوری داده زیاد، اگر هدف مشخصی پشت آن نباشد، فقط سامانه را شلوغ میکند و کیفیت کار تیمها را پایین میآورد.
دادههایی که در CRM ثبت میشوند باید با اهداف کسبوکار و نقاط تماس مشتری هماهنگ باشند. معمولاً این دادهها در چند گروه قرار میگیرند:
دادههای جمعیتشناختی: سن، جنسیت، موقعیت جغرافیایی، درآمد، تحصیلات یا اطلاعات پایه مشتری
دادههای رفتاری: سابقه خرید، کالاها یا خدمات مورد علاقه، نحوه استفاده از سایت و واکنش به پیامهای بازاریابی
دادههای معاملاتی: جزئیات خریدها، پرداختها، عودتها، تمدیدها و تغییرات سفارش
دادههای تعاملاتی: تماسها، پیامها، درخواستهای پشتیبانی، بازخوردها و شکایات
دادههای روانشناختی: علایق، ارزشها، سبک زندگی، انگیزه خرید و ترجیحات مشتری
هدف این نیست که همه چیز را از همه مشتریان بگیرید. هدف این است که دادههایی را ثبت کنید که واقعاً در فروش، بازاریابی، خدمات و تصمیمگیری به کار میآیند.
۴. روندهای کاری را مشخص کنید
بعد از مشخص شدن دادهها، باید تعیین کنید این دادهها چگونه وارد CRM میشوند، چه کسی مسئول ثبت آنهاست، چه کسی آنها را بررسی میکند و در چه مرحلهای باید اقدامی انجام شود.
برای مثال، وقتی یک سرنخ جدید وارد CRM میشود، چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا به کارشناس فروش اختصاص داده میشود؟ آیا پیام خوشامد ارسال میشود؟ آیا وضعیت او بر اساس منبع ورودی مشخص میشود؟ اگر تا سه روز پیگیری نشد، چه کسی هشدار دریافت میکند؟
اینجا همان نقطهای است که CRM از یک ابزار ثبت اطلاعات به یک سیستم عملیاتی تبدیل میشود.
روندهای کاری باید ساده، قابل اجرا و قابل اندازهگیری باشند. اگر فرایندها بیش از حد پیچیده طراحی شوند، تیمها از CRM فرار میکنند و دوباره به روشهای قبلی برمیگردند.
۵. فرایند فروش را با سفر مشتری هماهنگ کنید
فرایند فروش نباید جدا از سفر مشتری طراحی شود. اگر مشتری هنوز در مرحله شناخت مشکل است، فشار برای خرید زودهنگام نتیجه خوبی ندارد. اگر مشتری آماده تصمیمگیری است، تأخیر در ارسال پیشنهاد میتواند فرصت فروش را از بین ببرد.
در این مرحله باید مراحل فروش را با مراحل سفر مشتری هماهنگ کنید. این مراحل میتواند شامل مشترییابی، تأیید صلاحیت، ارائه پیشنهاد، مذاکره، عقد قرارداد و پیگیری پس از فروش باشد.
هر مرحله باید در CRM وضعیت مشخصی داشته باشد. تیم فروش باید بداند مشتری در چه مرحلهای است، چه اقدامی انجام شده، قدم بعدی چیست و چه زمانی باید پیگیری کند.
این هماهنگی باعث میشود فروش از حالت واکنشی خارج شود و بر اساس شناخت، زمانبندی و نیاز واقعی مشتری جلو برود.
۶. CRM را پیادهسازی کنید
وقتی اهداف، دادهها، سفر مشتری و فرایندها مشخص شد، نوبت پیادهسازی CRM است. پیادهسازی فقط نصب نرمافزار نیست. این مرحله شامل انتخاب ابزار مناسب، تنظیم ساختار دادهها، تعریف نقشها، اتصال سامانهها، آموزش تیمها و طراحی گزارشهاست.
CRM ممکن است با ابزارهای بازاریابی، سامانههای ایمیل، نرمافزارهای پشتیبانی، سایت، فرمهای ورودی، سیستم فروش یا سایر نرمافزارهای سازمانی یکپارچه شود. هدف این است که دادهها بدون دوبارهکاری و خطای دستی میان بخشهای مختلف جریان پیدا کنند.
اگر نیازهای کسبوکار شما خاص است یا CRM باید دقیقاً با فرایندهای داخلی شما هماهنگ شود، استفاده از طراحی وب اپلیکیشن اختصاصی میتواند راهکار مناسبتری نسبت به ابزارهای آماده و محدود باشد.
۷. هوش مصنوعی و اتوماسیون را وارد فرایند کنید
وقتی دادهها و فرایندها نظم پیدا کردند، وقت آن است که از اتوماسیون و هوش مصنوعی کمک بگیرید.
اتوماسیون میتواند کارهای روزانه و تکراری را کاهش دهد؛ مثل ارسال ایمیل پیگیری، یادآوری تماس، زمانبندی جلسه، تغییر وضعیت فرصت فروش، ثبت وظیفه برای کارشناس یا اطلاعرسانی به تیم پشتیبانی.
این قابلیتها باعث میشوند کاری از قلم نیفتد و تیمها زمان بیشتری برای ارتباط واقعی با مشتری داشته باشند. اگر بخشی از فرایندهای سازمانی شما خارج از CRM انجام میشود، آشنایی با اتوماسیون اداری میتواند دید بهتری نسبت به خودکارسازی کارهای روزمره بدهد.
هوش مصنوعی هم میتواند یک لایه هوشمندتر به CRM اضافه کند. برای مثال، میتواند رفتار مشتری را تحلیل کند، احتمال خرید را پیشبینی کند، سرنخها را امتیازدهی کند، بهترین زمان تماس را پیشنهاد دهد یا متن اولیه پیامهای فروش و بازاریابی را تولید کند.
البته هوش مصنوعی فقط زمانی ارزشمند است که دادههای CRM دقیق و تمیز باشند. در غیر این صورت، خروجی آن هم قابل اتکا نخواهد بود. برای پروژههایی که تحلیل داده و پیشبینی رفتار مشتری اهمیت دارد، راهکارهای هوش مصنوعی میتوانند CRM را از یک سامانه ثبت اطلاعات به یک موتور تصمیمسازی تبدیل کنند.
۸. بسنجید، اصلاح کنید و رشد دهید
استراتژی CRM یک سند ثابت نیست. چیزی نیست که یکبار نوشته شود و برای همیشه همانطور بماند. رفتار مشتریان تغییر میکند، تیمها رشد میکنند، محصولات جدید اضافه میشوند و کانالهای ارتباطی عوض میشوند.
پس باید عملکرد CRM را مرتب بسنجید.
برای این کار شاخصهایی تعریف کنید؛ مثل رضایت مشتری، نرخ تبدیل سرنخ به مشتری، نرخ حفظ مشتری، مدت زمان پاسخگویی، ارزش طول عمر مشتری، نرخ موفقیت فروش، میزان استفاده تیمها از CRM و کیفیت دادههای ثبتشده.
بعد از بررسی این شاخصها، فرایندها را اصلاح کنید. شاید لازم باشد مرحلهای از فروش حذف شود، دادهای جدید ثبت شود، یک گزارش تغییر کند یا یک قانون اتوماسیون بازنویسی شود.
CRM زمانی رشد میکند که همراه با کسبوکار رشد کند.
اشتباهات رایج در تدوین استراتژی CRM
بسیاری از شکستهای CRM به خود نرمافزار ربطی ندارد. مشکل معمولاً از جایی شروع میشود که کسبوکار بدون نقشه راه وارد اجرا میشود.
رایجترین اشتباهات اینها هستند:
انتخاب نرمافزار قبل از مشخص شدن هدف
جمعآوری دادههای زیاد و غیرضروری
آموزش ندادن تیمها
تعریف نکردن مالک دادهها
پیچیدهکردن بیش از حد فرایندها
استفاده نکردن از گزارشها
رها کردن CRM بعد از راهاندازی اولیه
اگر این موارد مدیریت نشوند، CRM بهجای اینکه کارها را ساده کند، به یک ابزار اضافه و آزاردهنده برای تیمها تبدیل میشود.
جمعبندی
اگر CRM را وسیله نقلیه در نظر بگیریم، استراتژی CRM نقشه راه آن است. بدون نقشه، شاید حرکت کنید، اما معلوم نیست به مقصد درست برسید.
استراتژی CRM با روشن کردن اهداف شروع میشود. بعد باید سفر مشتری را بشناسید، دادههای لازم را مشخص کنید، روندهای کاری را بسازید، فرایند فروش را با تجربه مشتری هماهنگ کنید و CRM را درست پیادهسازی نمایید.
در مرحله بعد، اتوماسیون و هوش مصنوعی میتوانند سرعت و دقت کار را افزایش دهند؛ اما فقط زمانی که دادهها و فرایندها از قبل درست طراحی شده باشند.
در نهایت، استراتژی CRM باید مدام سنجیده و اصلاح شود. کسبوکاری که CRM را جدی میگیرد، فقط اطلاعات مشتری را ذخیره نمیکند؛ از آن اطلاعات برای ساختن رابطه بهتر، فروش هوشمندتر و تجربه مشتری دقیقتر استفاده میکند.
سوالات متداول درباره استراتژی CRM
استراتژی CRM چیست؟
استراتژی CRM برنامهای برای مدیریت تعاملات کسبوکار با مشتریان فعلی و بالقوه است. این استراتژی مشخص میکند دادههای مشتری چگونه جمعآوری، مدیریت، تحلیل و برای فروش، بازاریابی و خدمات مشتریان استفاده شوند.
تفاوت CRM و استراتژی CRM چیست؟
CRM یک سامانه یا ابزار نرمافزاری است، اما استراتژی CRM نقشه راه استفاده از آن است. بدون استراتژی، CRM معمولاً فقط به محل ثبت اطلاعات تبدیل میشود.
چرا کسبوکارها به استراتژی CRM نیاز دارند؟
چون استراتژی CRM کمک میکند تیمهای فروش، بازاریابی و خدمات مشتریان هماهنگتر کار کنند، دادههای مشتری بهتر مدیریت شود و تجربه مشتری در تمام مراحل ارتباط با کسبوکار یکپارچهتر باشد.
اولین قدم در تدوین استراتژی CRM چیست؟
اولین قدم، مشخص کردن اهداف CRM است. کسبوکار باید بداند CRM قرار است چه مشکلی را حل کند؛ مثل افزایش فروش، بهبود خدمات مشتریان، افزایش حفظ مشتری یا کاهش فراموشی پیگیریها.
چه دادههایی برای استراتژی CRM لازم است؟
دادههای جمعیتشناختی، رفتاری، معاملاتی، تعاملاتی و روانشناختی مشتریان میتوانند در استراتژی CRM استفاده شوند. البته باید فقط دادههایی جمعآوری شوند که واقعاً در تصمیمگیری و بهبود ارتباط با مشتری کاربرد دارند.
نقش هوش مصنوعی در استراتژی CRM چیست؟
هوش مصنوعی میتواند به تحلیل رفتار مشتری، امتیازدهی سرنخها، پیشبینی فروش، پیشنهاد اقدام بعدی و تولید پیامهای شخصیسازیشده کمک کند؛ البته به شرطی که دادههای CRM دقیق و بهروز باشند.
اتوماسیون در CRM چه کاربردی دارد؟
اتوماسیون CRM کارهایی مانند ارسال ایمیل پیگیری، یادآوری تماس، زمانبندی جلسه، تغییر وضعیت فرصت فروش و اطلاعرسانی به تیمها را خودکار میکند تا کاری از قلم نیفتد.
موفقیت استراتژی CRM چگونه سنجیده میشود؟
موفقیت استراتژی CRM با شاخصهایی مانند رضایت مشتری، نرخ تبدیل، نرخ حفظ مشتری، رشد فروش، زمان پاسخگویی، کیفیت دادهها و میزان استفاده تیمها از CRM سنجیده میشود.
منبع
مقالۀ «Create a CRM Strategy in 8 Steps or Less» وبگاه salesforce.com»
نظرات کاربران